فریاد بی صدا
تو را دوست دارم به همان اندازه كه دلت ميخواهد ... ! خداحافظ ...دگر تا کی نمیدانم ! نمیدانم که می آیم ...و یا هرگز نمی آیم ... همیشه قصه ی رفتن حزین است ... ولی من رو به شادی پا نهادم ... نمی خواهم که در یادم بمانی ... همانگونه که من یادت نماندم ... تقدیم به دوست خوبم مهری ... اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه گاهي اوقات اونقدر فرياد داري كه سكوت جوابي است به همه ي سوال هاي ذهنت ...!! خودت رو ملامت نكن ، ديگران رو نيز همچنين ، فقط سكوت كن .... و خاموش و آهسته عبور كن و ديگه پشت سرت رو نگاه نكن . خستگي هاي دلت رو چونان كوله بار همراهت با خودت ببر و اونا رو به هيچ كس نده ؛ پيش هيچكس آه نكش كه آه جانسوز تو دل ديگري هم بسوزاند ... من خودم را از تو می گیرم تا دیگر هیچ وجودی نباشد تا تو اورا هست کنی و قلبی تا برای تو بگرید و این آخرین انتقامم است ... خدایا خدایا خدایا ... دیگر تاب پریشانی ندارم نه از آهن نه از سنگم دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ...
هنوز هم دلتنگت هستم... قرار گذاشتیم رفیق نیمه راه نباشیم...... یادت هست؟ طاقتم رو به سراشیبی گذاشتم. امیدم را به دستهای مهربانت دوختم. تا مرا از تنهایی در آوری.... چراغ دلم را به آرزوی دیدار تو روشن نگاه داشته ام. عزیزم! نگذار عابر لحظه های غمگین زندگی باشم....! نازکتر از بلورم و نرم تر از حریر اگر هم قصد شکستن داری ، سنگ بی انصافیست یک تلنگر کافی است کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد ... عید بر عاشقان مبارک بر آنان که قلب هایشان با شور شیرین و داغ عشق بیدار شده... عید بر جدا افتادگان مبارک بر آنان که هر لحظه می میرند و متولد می شوند می میرند و متولد می شوند می میرند و ... عید بر امیدواران مبارک بر آنان که پله های امید را آنچنان تند تند بالا رفته اند که به ایمان رسیده اند... عید بر دلشکستگان مبارک بر آنان که کوه بلورین رویاهایشان به آنی فرو ریخته و هنوز متحیرند... عید بر وسعت یافتگان مبارک بر آنان که عشق را به هر اندازه ای که بود باور کردند و وسیع شدند... عید بر منتظران مبارک بر آنان که راه گم کرده اند اما نا امید نیستند.. گرچه نمی دانند یا نمی فهمند ! عید بر هر احساسی مبارک .. بر آن حس غیر قابل توصیف .. عید بر غم و دلتنگی مبارک .. عید بر انزجار و فریاد مبارک .. عید بر نگاه کسی که به حکمت خدا خیره شده .. و بر نگاه کسی که برای رسیدن به هدایت خدا امید بسته .. بر زندگی .. بر زمان ..بر سکوت .. بر مکان .. بر فاصله .. بر الفتی که فقط خداست که در دلها ایجاد می کند ... و بر ایثار ! خداوندا... من از تنهايي و برگ ريزان پاييز ، من از سردي سرماي زمستان ، خداوندا... خداوندا... من از ماندن چون مرداب مي ترسم . خداوندا... مي ترسم. خداوندا... خداوندا... من از رفتن مي ترسم پناهم ده مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی ... در دلم کوله باری دارم ... آکنده از زخم خاطره هایی که ناگفته هایش گفته ها را شرمنده میکند دیگر تاب بودن ندارم...تا که بیایی ...


من از تنهايي و دنياي بي تو مي ترسم.
من از دوستان بي مقدار، من از همرهان بي احساس،
من از نارفيقي هاي اين دنيا مي ترسم.
من از احساس بيهوده بودن ، من از چون حبابِ آب بودن ،
من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک
من از ماندن مي ترسم
خداوندا...
| Design By : Night Skin |


