فریاد بی صدا
هر که خوبي کرد زجرش ميدهند ... هر که زشتي کرد اجرش ميدهند ... باستان کاران تباني کرده اند ... عشق را هم باستاني کرده اند ... هرچه انسانها طلايي تر شدند ... عشق ها هم موميايي تر شدند ... سلام ای غروب غریبــــــــــانه دل سلام ای طلوع سحرگــــــــاه رفتن خداحافظ ای شعر شبهای روشــــن خداحافظ ای قصه عاشقــــــــــــانه خداحافظ ای همنشین همیشــــــــه خداحافظ ای داغ بر دل نشستــــــــه تو را می سـپارم به مینـای مهــتاب تو را می سپارم به دامــان دریـــــا به شب می سپارم تو را تا نســوزد به دل می سپارم تو را تا نــــــميرد خداحافظ ای برگ و بار دل مـــــن خداحافظ ای سایه سار همیشــــــه
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه...تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه...
سلام ای غم لحظـــــــه های جدایی خداحافظ ای شعر شــــبهای روشن
خداحافظ ای آبی روشن عشـــــــق خداحافظ ای عطــــر شعـــر شبانه
تو تنها نمی مانی ای مانــده بی من تو را می سپارم به دلــــهای خسته
اگر شب نشینـــم اگر شـــب شکسته تو را می سپـــارم به رویــای فردا
اگر چشمه واژه از غم نخشـــــــکد اگر روزگار این صدا را نگـــــیرد
اگر سبـــز رفتی ، اگر زرد مانـــدم خداحافظ ای نوبهـــار همیشــــــــه
| Design By : Night Skin |



