تبليغاتX
فریاد بی صدا - تو ندیدی ... بی تو من زنده نمانم ...


فریاد بی صدا

بی تو توفان زده دشت جنونم ...

صید افتاده به خونم ....

تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی

بی تو من در همه شهر غریبم ... بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی

بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی ... تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی ... چه گریزی زبر من

که زکویت نگریزم گر بمیرم زغم دل ، به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدایی ؟ نتوانم نتوانم  بی تو من زنده نمانم

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 10:49 توسط مریم | |


Design By : Night Skin